پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387

حدود یک ماه پیش بعد از اتود زدن در مورد نحوه ی اجرا و تکنیک و...تصمیم گرفتم که این کار رو با هاشور اجرا کنم...

این که هاشور ها مشکل داره واضحه چون این تقریبا بار پنجم و یا ششم است که یک کارتون رو با تکنیک هاشور تا آخر کار می کنم...
.
.
.
روز سه شنبه کار رو بردم و به اعضای گروه نشون دادم...
هر کی یک چیزی می گفت و نظری می داد...
یکی می گفت نیازی به گذاشتن ابرو برای حلزون توی کار نبود...
یکی می گفت ابرو ها به نوع کار که فانتزیه میاد...
یکی می گفت چه حوصله ای داری این همه نقطه گذاشتی!!!
یکی می گفت یکی می گفت سوژه هات یک جوریه...
یکی می گفت اونجوری کار می کردی بهتر بود!!!
یکی می گفت اگه حلزون به جای حالت تعجب حالت غرور و فخر توی چهرش بود بهتر بود...
یکی می گفت چرا در گنجه بازه!!!

و همین طور ادامه داشت...
.
.
.
البته چند تا از نکته ها رو خودم قبول دارم و البته چند تای دیگه اش رو هم قبول ندارم!!!
شما چه نظری در مورد این کار دارید؟؟؟
چه جوری بود بهتر یا بد تر بود!!!
.
.
.
راستی دیروز همه با موضوع قطار به صورت کارگاهی کار کردیم....
از اونجایی که گروه ما زیاد خودش رو درگیر جشنواره ها نمی کنه موضوع قطار خیلی اتفاقی از سوی آقای مختار جوزانی پیشنهاد شد...
نکته ی مثبت این جلسات حضور بعضی کاریکاتوریست هایی بود که خیلی کم در جلسات گروه شرکت می کنند...
و نکته ی مثبت تر(!) هم حضور جناب آقای تشکری از کاریکاتوریست های خوب تهرانی بود که الان دو هفته ایه مهمان ما هستند...
و ما رو با صحبت های خوبشون به فیض می رسونند...
.
.
.
یاعلی تا بعد...



نوشته شده توسط مجيد در ساعت 6:10 بعد از ظهر | لینک
|
سه شنبه هجدهم دی 1386
چند هفته ي پيش قرار شد براي ساتريكن لهستان با موضوع سگ ، كار كنم...
بعد از پيدا كردن سوژه شروع كردم به اتود زدن و بعد ازاون هم كار رو اجرا كردم...
كار زير اولين اجرا بود...
و مسلمن اشكالات و سوتي هايي داشت...
براي همين تصميم گرفتم كار رو دوباره اجرا كنم ...
در اجراي دوم اشكالات تا حدودي رفع شد ولي كار يك درجه تيره شد...
باز هم به دلم ننشست...
وتصميم گرفتم با اراده اي قوي تر (
و اجرا كردم...
اين بار خيلي بهتر شد واز نظر بصري بهتر به چشم مي آمد...
به چند نفر هر سه كار رو نشون دادم و همه گفتند كار سوم بهتر شده...
نظر شما چيه به نظر شما كدوم كار بهتره؟؟؟
اگر لطف كنيد و اشكالات هر سه كار را برام بگيد ممنون مي شم...
نوشته شده توسط مجيد در ساعت 3:59 بعد از ظهر | لینک
|
چهارشنبه پنجم دی 1386
سلام...
براي اين هفته يك كار ديجيتالي (
اميدوارم از اين كار هم خوشتون بياد...
چون بر خلاف ظاهر ساده اش خيلي وقت برد...
در ضمن از اتود تا اجراش هم توي كامپيوتر بود...
و به نوعي اصلا از دست استفاده نكردم...
براي همين هم دوست دارم نظر شمارو بدونم...
برنامه هاي جديدي براي وبلا گ دارم كه انشاا... بزودي عملي مي كنم...
و وبلاگ از يكنواختي در مياد...
منتظر باشيد...
نوشته شده توسط مجيد در ساعت 7:48 بعد از ظهر | لینک
|
جمعه شانزدهم آذر 1386
سلام...
اولين
كاري كه مي خوام از خودم توي وبلاگ بگذارم...
داستاني
در زير آب رو روايت مي كنه...
خودم
شخصا سوژه اش رو خيلي دوست دارم...
تا حالا
سه بار اجراش كردم...
دو بار
دستي و يك بار كامپيوتري...
خوشحال
مي شم نظرتون رو راجع به اين كار بدونم...
البته يك وقت فكر نكنيد من كار هامو امضا نمي كنم توي اسكن امضا كات شد...

راستي شايد يك هفته اي نبودم...
دارم مي رم تهران...
براي دوسالانه و اين جور حرفا...
وقتي برگشتم انشاا... شما رو هم بي خبر نمي گذارم...
خوش باشيد و سلامت...
نوشته شده توسط مجيد در ساعت 1:1 بعد از ظهر | لینک
|




